اگر خورشید تو باشی همه ی گلها آفتابگردانند
دیروزمرتب کردن کمدم ساعتها طول کشید آخه ورق زدن کتاب هاو جزوه های قدیمی همیشه برام سر گرم کننده است .توشون همه چیز پیدا می شه از انواع شعر و تصاویر بگیر تا چت هایی که گاهی چند صفحه طول کشیدن .نمی دونم چرا وقتی آدم سر کلاس می شینه انقدر با مزه میشه و تجربه نشون میده هر قدر خشونت معلم یا استادت کمتر باشه افکاری که به ذهنها خطور میکنه بامزه تر میشه تا جایی که ممکنه سر شما رو به باد بده ... از میون تمام این نوشته ها بیتی بود که انگار سالهاست تو ذهنم میچرخه و ردپاش همه جا بود (با آهنگش بخون البته ) : ... عشق تو خوابی بود و بس نقش سرابی بود و بس این آمدن این رفتنت رنج و عذابی بود و بس... و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد و آن وقت حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم و افتاد حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.... این نوشته از یه دوست دانشمنده که البته به دلایل امنیتی اسمش رو نمی گم ! بارها سعی شده که این جمله ترجمه شه ولی از اونجایی که قابل ترجمه نیست همون ترکیش رو می نویسم : sevmak hech sheydir sevilmak bir sheydir sevib sevilmak har sheydir دیشب داشتم یکی از دفترای خاطراتم رو ورق می زدم .دست خط های مختلف از آدمای مختلف که شاید بعضی هاشونو فراموش کرده بودم . یکی نقاشی کرده . یکی انقدر بامزه نوشته که نمی شه نخندید . یکی هم انقدر ناراحت حرف زده که انگار اون روز براش آخر دنیا بوده .حرفای قشنگی بینشون پیدا کردم که انگار خاطرات روزای دور و نزدیک رو برام زنده می کرد و تصمیم گرفتم بعضی هاشو توی این دفتر هم بنویسم .... زندگی را غنیمت بدان زیرا به تو فرصت می دهد ببینی بیاندیشی دوست بداری و به ستاره ها نگاه کنی تو نيستي كه ببيني چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاريست چگونه عكس تو دربرق شيشه ها پيداست چگونه جاي تو در جان زندگي سبز است تمام گنجشكان كه در نبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند تو را به نام صدا مي كنند ... تو نيستي كه ببيني چگونه پيچيده است طنين شعر نگاه تو در ترانه ی من تو نيستي كه ببيني چگونه مي گردد نسيم روح تو در باغ بي جوانه ی من به خواب می ماند تنها به خواب مي ماند تو نيستي كه ببيني چگونه با ديوار به مهرباني يك دوست از تو مي گويم تو نيستي كه ببيني چگونه از ديوار جواب مي شنوم غروب هاي غريب در اين رواق نياز پرنده ساكت و غمگين ستاره بيمارست دو چشم خسته ی من در اين اميد عبث دو شمع سوخته ی جان هميشه بيدار است ... تو نيستي كه ببيني … 






![]()

![]()

| Design By : Night Skin |


