اگر خورشید تو باشی همه ی گلها آفتابگردانند
شاید خوندن پست امروزم برات خسته کننده باشه ولی باور کن انقدر دلم گرفته بود که نشد ننویسم ... چند روزه دلم بد جوری هوای شما رو کرده .حتی هوای تویی که دیروز غروب دیدمت .حتی هوای تویی که بودنت رو احساس نمی کردم ولی حالا جای خالیت آزارم میده .. دلم برا وقتی که همه کنار هم بودیم تنگ شده .باور کن هر بار که توی دانشکده پا می زارم انگار باز همه دور هم جمع می شیم ...من میخوام همه مون رو با هم اینجا ..توی کلاسای تاریک ساختمان هیدرولیک . توی پیچ و خم های گروه .سرکوه بلند .توی آزمایشگاه شیمی و حتی کافی شاپ همیشگی مون با شفتالوگلاسه های کذایی و فال های قهوه ! دلم از کلاس هایی که مجبوری توش وانمود کنی بزرگ شدی به هم می خوره ... حالا می فهمم همه ی قول هایی که به هم داده بودیم چرند بود .یادته توی دفتر خاطراتت نوشته بودم هیچ وقت روی عکسامون غبار فراموشی نمی شینه ؟ حالا حرفمو پس میگیرم .زمان گذشته و هیچ چیز نمی تونه ما رو به اون روزا بر گردونه .هیچ کس نمی تونه ما رو باز تو اردوی دکتر احمدی کنار هم جمع کنه .. هیچ کس .. حتی خود خدا ... Every night in my dreames Far across the distance and spaces between us Once more you open the door Love can touch us one time Love We'll stay ![]()


I see you,I feel you
That is how I know you go on
You have come to show you go on
Near far where ever you are
I belive that the heart does go on
And you are here in my heart
And my heart will go on
And last for a life time
And never let go will were go on
Was when I loved you
One true time I hold you
In my life will always go on
you are here
There is nothing I fear
And I know
That my heart will go on
Forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on
| Design By : Night Skin |


