اگر خورشید تو باشی همه ی گلها آفتابگردانند
این شعر قشنگ از یه دوست قدیمیه که چند سالیه ندیدمش ولی از اون ستاره هائیه که حتی اگه نبینیشون خیالت راحته که سرجاشون هستن .. من به این عشــق پر از دلهره عادت کـــــردم و به یک نیـــم نگــــاه تو قناعــت کـــــــــــردم چند وقت است که شایع شده بر می گـردی آه خاتــون ! چه غریبـــانه دعایــت کـــــــــردم و تــــــــو را آنقدر از آن خــودم مــی دانـــــــم که به چشــــمان خــدا نیز حسادت کـــــردم چاره ای نیست تو پیش از من از اینجا بـــگریز من به این عشق پر از دلــــهره عادت کـــــردم نمی دونم قصه از کجا شروع شد. قصه ی نوشتن.قصه ی... کاش انقدر بی طاقت نبودم که وقتی برات می نویسم تو همین سطر اول گریه کنم . کاش بزرگ می شدم... کاش انقدر که تو خیال می کنی رها بودم و انقدر عاشق ... کاش روحم انقدر گرفتار نبود و آشفته... کاش می شد انقدر راحت دیوونه باشم... دلم می خواد فقط یه روز... فقط یه روز مثل تو باشم... می خوام با صدای بلند گریه کنم بدون اینکه کسی خیال کنه عاشق شدم .می خوام کنار پنجره تا صبح بشینم بدون اینکه بخوای امتداد نگاهم رو پیدا کنی...می خوام تا همیشه پاییز باشه . می خوام تا ابد بارون بیاد بدون اینکه کسی فکر کنه غمگینم.. می خوام پشت کوچه های دور تا صبح زیر چراغای گاه و بی گاه راه برم.. تا خود صبح... بدون ابنکه بخوای بدونی کجا بودم... می خوام تنفس کنم . می خوام تو هوای تو زندگی کنم.. می خوام همه چی رو فراموش کنم... حتی....خیلی خسته ام ..
| Design By : Night Skin |


